نظر علي الطالقاني
119
كاشف الأسرار ( فارسى )
علاقه فقير و انس او به دنيا ضعيفتر است غالبا مگر در حقّ بعضى كه حالتشان چنين است كه هر چه ندارند پيوسته در خيال اويند و دل به او مشغول دارند . و چون داراى آن شوند از خيال او منصرف و آسوده شوند . و هر چه دل را مشغول دارد اعظم مفاسد است و دفع او لازم است . گذشته از مفاسد ديگر كه به جهت فقر گفتيم . چهارم بدان كه فقهاء ( قدّس سرهم ) به طور مسلّم تصريح فرمودهاند كه تجارت و كسب به قدرى كه تحصيل نمايد مؤونه خود و مؤونه عيال واجب النفقه خود را واجب عينى است و زياده از اين به قصد توسعه خود و عيال و سائر مؤمنين را مستحب مىدانند و حكم عقل و نقل بر اين وجوب هر دو شاهدند . قال النّبىّ ( ص ) العبادة سبعون جزء افضلها طلب الحلال : 339 فرمود پيغمبر خدا ( ص ) عبادت هفتاد جزو است افضل آنها طلب حلال است . و قال ملعون من القى كلّه على النّاس : 340 و فرمود ملعون است هر كه بيندازد بار خود را به گردن مردم . و قال الصّادق ( ع ) ليس منّا من ترك دنياه لآخرته و لا اخرته لدنياه : 341 صادق ( ع ) فرمود از ما نيست آن كه ترك كند دنياى خود را به جهت آخرت و نه آن كه ترك كند آخرت خود را به جهت دنياى خود . و اگر واجب نبودى پس ترك همه ناس كسب و معيشت را جايز بودى و اين بالبديهه مستلزم فانى و خالى شدن نوع انسان است . و معصوم ( ع ) در حجّيّت يد فرمودند و لو لم يجز ذلك لما قام للمسلمين سوق : 342 اگر قول ذى اليد مسموع نباشد از براى مسلمين بازارى سرپا نمىشد . يعنى اگر يد حجّت نباشد مردم به عسر و حرج واقع شوند و چون اين باطل است پس آن حجّت است . پس چه گمان برى به وجوب اينكه بقاء نوع بسته به او است ؟ و از اينجا ظاهر شد كه نگهداشتن مال به قدر ضرورت هم واجب است در صورتى كه عاجز از كسب باشد ، زيرا كه واجب بودن عملى به جهت حصول غايتى البتّه لازم دارد وجوب حفظ آن غايت را اگر حاصل باشد . و لكن كلام در قدر آن است كه آيا حفظ سرمايه كه منفعت آن سال به سال كفايت كند واجب است ، يا حفظ نفقه سال واجب است ، يا حفظ قوت يك شبانه روز واجب است ، درست واضح نشده . و لكن طريقه بزرگان دين حفظ سرمايه بود . صادق ( ع ) در ردّ صوفيّه مىفرمايد در ميان كلام خود و امّا سلمان فكان اذا اخذ عطائه رفع منه قوته لسنته حتّى يحضر عطاؤه من قابل فقيل له يا ابا عبد اللّه انت فى زهدك تصنع هذا و انّك لا تدرى لعلّك تموت اليوم او غدا فكان جوابه ان قال ما لكم لا ترجون لى البقاء كما خفتم علىّ الفناء اما علمتم يا جهلة انّ النّفس قد تلتاث